پرخاش

 روزنامه اطلاعات مورخ ۲۶/۱۰/۸۵


     از ابتداي خلقت انسان و از آن زماني كه دست قابيل به خون هابيل آغشته شد، وجود رفتار پرخاشگرانه در انسان نمايان گشت. اصولاً پرخاشگري واكنشي است كه انسان در مقابل مشكلات از خود نشان ميدهد. يكي از مواردي كه موجب بروز پرخاشگري ميشود، محروميت است. پرخاشگري كه در نتيجه محروميت ايجاد شده است، ممكن است متوجه فرد يا افرادي كه آن را بوجود آورده اند شود و يا اينكه بسوي جانشينان آنها سوق داده شود. بي شك شيوع پرخاشگري در ميان برخي از افراد جامعه، موجب نگراني بسياري از خانواده ها و مسئولان جامعه شده است. گسترش روز افزون اين واكنش در نتيجه محروميت انسان، بر زندگي فردي و اجتماعي انسانها تأثيرات منفي گذاشته و آرامش و احساس ايمني افراد را مورد تهديد قرار داده است. البته ذكر اين نكته ضروري است كه رفتار پرخاشگرانه بعضاً به عنوان ابزاري براي دفاع و دفع خطرات شناخته شده است. ولي اگر مهار نشود و به راه هاي صحيح هدايت نگردد همين ابزار دفاعي موجب آسيب هاي جبران ناپذيري خواهد شد.
    
    
    
     علل پرخاشگري از ديدگاههاي مختلف:
    
     1 پرخاشگري واكنشي هيجاني: هيجانها، هم واكنشهاي عمومي و هم واكنشهاي عملي خاصي را بوجود ميآورند. موقع خوشحالي ممكن است بخنديم، وقتي ترسيده ايم، ممكن است خود را كنار بكشيم، و زماني كه عصباني و خشمگين هستيم ممكن است پرخاشگر شويم. ازنظر اجتماعي در عصري كه هنوز هم سلاحهاي هسته اي در دسترس بسياري از كشورها قرار دارد كوچكترين عمل پرخاشگرانه ميتواند فاجعه اي به بارآورد. از نظر فردي نيز بسياري دستخوش افكار پرخاشگرانه ميشوند نحوه كنار آمدن آنها با اين افكار، تأثير عمده اي بر سلامت آنها و بر ارتباط بين فردي شان مي گذارد.
    
     2 پرخاشگري واكنش در مقابل محروميت: هرگاه انسان از تلاش براي ميل به هدفي بازبماند رفتار پرخاشگرانه از او سر خواهد زد و رفتاري از خود نشان ميدهد كه به مانعي كه (شيئي يا شخصي) از رسيدن او به هدفش جلوگيري كرده صدمه بزند. علت اين نوع پرخاشگري ناكامي است.
    
     3 پرخاشگري رفتار تقليدي: پرخاشگري مانند ساير رفتارهاي انسان ميتواند يادگرفته شود. پرخاشگري را ميتوان با مشاهده يا تقليد ياد گرفت و هرچه بيشتر تقويت شود احتمال وقوع اش بيشتر خواهد بود. واكنش فرد بستگي به يادگيري او براي مواجهه با موقعيتهاي پرفشار دارد. فرد سرخورده ممكن است در مواجهه با سرماخوردگي از ديگران كمك بگيرد، انزوا پيشه كند، براي غلبه بر مانع پشتكار بيشتري بكار برد، الكل يا مواد مخدر مصرف كند و يا اينكه پرخاش كند. اين بستگي دارد به اينكه فرد در مقابل سرخوردگي چه چيز ياد گرفته باشد.
    
    
    
     پرخاشگري در كودكان و نوجوانان:
    
     هر كدام از عوامل فوق مي تواند باعث پرخاشگري در كودكان و نوجوانان در مقابله با محروميت و نرسيدن به خواسته هايشان شود. تربيت پدر و مادر در اينكه فرزندشان با چه وسيله اي به خواسته هايشان برسند بسيار مؤثر است. بايد به كودك ياد داد كه براي رسيدن به خواسته هايش از راههاي مناسب عمل كند. در بيشتر كودكان با بالا رفتن سن، رفتارهاي خشونت آميز از بين ميرود و در بعضي ممكن است اين پرخاشگري و گاه شرارت ادامه پيدا كند. علل پرخاشگري در كودكان و نوجوانان زائده عوامل زير است:
    
     الف) محدوديت هاي شديد در خانه و مدرسه و مراقبتهاي بيش از حد والدين ب) مشكلات مربوط به درس و يادگيري ج) نداشتن فضاي كافي براي بازي و تحرك د) بي توجهي و بي اعتنايي ه) ناكاميهاي بنيادي و عدم موفقيت و) الگوهاي نامناسب
    
     در خانواده هايي كه پدر و مادر سخت گيرند و رفتارهاي قهرآميز از خود نشان مي دهند، مدير و معلم سختگير و يا فيلمها، برنامه هاي تلويزيوني و رسانه هاي گروهي مي توانند در ايجاد رفتار خشونت آميز، شرارت و پرخاشگري مؤثر باشند.
    
    
    
     نكاتي در مورد درمان و اصلاح:
    
     1 جلوگيري از شرارت بطور مستقيم يا غير مستقيم، تذكر و تنبيه سازنده او
    
     2 پركردن اوقات فراغت كودك در راستاي علاقه او و به منظور جلوگيري از مصرف انرژي ناشي از رشد در جهت نادرست.
    
     3 دركودك پرخاشگر نكات مثبت را پيدا كنيد و آن را موردتشويق قرار دهيد. شخصيت دادن به او و تشويق و تأييد در موارد مثبت كار ساز خواهد بود.
    
     4 واگذاري مسئوليت و دادن امكان خودنمايي به وي اقدامي است كه در رفتار او مؤثر خواهد بود.
    
     5 ايجاد موفقيت و اقدامات جبراني در حذف عوارض سرخوردگي مفيد است.
    
     6 مواردي كه شرارت و پرخاشگري مزمن شده است، مراجعه به روانپزشك ضرورت دارد ولي بايد توجه داشت كه در سنين 6 ، 7 سالگي نبايد انتظار آرامش از كودك داشت زيرا او در سنين رشد و انرژي قرار دارد و تحرك و پويايي در او طبيعي است و جاي هيچگونه نگراني نيست.

 


 

بچه هاي اوتيسم


روزنامه کیهان مورخ ۲۴/۸/۸۶

كودكي پنج ساله است هنگام سخن گفتن سرش را به اين طرف و آن طرف مي چرخاند. نمي تواند به تنهايي به توالت برود و با ديگران ارتباط برقرار كند. از نگاه كردن به ديگران اجتناب مي كند. اعمال حركتي محدودي را انجام مي دهد مثل انداختن يك شي، بلند كردن آن و انداختن مجدد آن. هنگامي كه مي نشيند با ريتم معيني به جلو و عقب مي رود و هر تغييري در كارهاي روزانه برايش سخت است. اوتيسم از نادرترين اختلالات رشد است و يك اختلال شديد رفتاري است كه در اوايل كودكي بعد از دوره كوتاهي ا ز رشد طبيعي آغاز مي شود. در حدود سه تا چهار نفر در هر ده هزار نفر روي مي دهد و در پسرها چهار برابر بيشتر از دخترهاست. درباره معني و مورد استفاده كلمه اوتيسم در نوشته هاي تخصصي به معني نوعي تفكر غير واقع بينانه و خود محورانه كه تحت كنترل نيازها و خواهش رويا، خيال بافي روزانه و خيال پردازي در همه افراد ديده مي شود، با اين تعبير اوتيسم پديده طبيعي است به شرط اينكه صاحب فكر خود بتواند بين واقعيت و خيال فرق قائل شده و نگذارد تحريف ناشي از اوتيسم سررشته افكار او را به دست بگيرد.


    علائم اوتيسم


    به نظر مي رسد كه بچه هاي اوتيسم كارها و رفتارهايي را كه از بچه هاي عادي و سالم سر مي زند انجام نمي دهند. مادران بچه هاي اوتيسم متوجه شده اند كه اين كودكان هيچگاه دست خود را براي گرفتن چيزي دراز نمي كنند. هيچ وقت لبخند نمي زنند و به ديگران نگاه نمي كنند و هرگز به رفت و آمد انسانهاي ديگر توجه ندارند و معمولابه نظر مي رسد كه نمي دانند والدينشان كيست. وقتي والدين براي در آغوش گرفتن كودك دستشان را دراز مي كنند كودك هيچ واكنشي نشان نمي دهد. يكي از مشخصات كودك اوتيسم فقدان تكلم يا تكلم محدود است. اگر اين كودك قادر باشد تكلم كند، اغلب جز در موارد اوليه مثل پاسخ مثبت براي دريافت غذا بعنوان يك وسيله ارتباطي از آن استفاده نمي كند و ياممكن است چند كلمه را بدون اينكه معناي آنرا بفهمد تكرار كند. تكلم ممكن است بطور عادي پيشرفت كند و سپس تنزل كند يا دير رشد كند يا هرگز رشد نكند كه اين مي تواند آشكار كننده نقص شناختي باشد كه بر ارتباط غيركلامي او نيز موثر است. كودك اوتيسم اغلب از صداها و محرك ها بيزار بوده و گاهي اوقات از صداي مادرش هم به گريه مي افتد. يك كودك اوتيسم ممكن است در يك لحظه از صداي كوچكي مضطرب و هراسناك شود ولي در لحظه اي ديگر در اثر يك صداي بلند هيچ عكس العملي از خود نشان ندهد و غافل باشد. كودكان اوتيستيك در بعضي از كارهايشان ماهر هستند. ممكن است در حل يك جدول و يا ساختن چيزي با دست در حد متوسط يا بالاباشند. ولي با اين وصف در ساختن وسايلي با دست دچار اشكال مي شوند مثلاهنگامي كه بخواهند تصاويري براي بيان يك داستان ترتيب دهند با اشكال مواجه مي گردند. كودكان اوتيسم اغلب با چيزهاي عجيب مثل صخره ها و فيلم هاي ظاهر نشده و يا كليدها مأنوس مي شوند ممكن است به شيء عجيب و بزرگي علاقه مند شوند كه حتي براي تغيير مكان آن به اطراف نيز احتياج به كمك ديگران داشته باشند. كودكان اوتيستيك زماني كه تغييري در محيط آنها بوجود مي آيد آشفته مي شوند. براي مثال آنها ممكن است بطور مكرر يك غذا را ترجيح دهند، فقط يك لباس را بپوشند و يا در يك گروه قراربگيرند. اين كودكان هيجان متغير دارند يعني بطور ناگهاني عصبانيت با ترس بدون دليل نشان مي دهند. آنها ممكن است پرجنبش و حواس پرت شوند. ممكن است بد بخوابند و يا خود را خيس كنند. حدود يك چهارم كودكان اوتيستيك دچار تشنج مي شوند كه اغلب در حول و حوش نوجواني روي مي دهد. اين كودكان اغلب كارهاي عجيب و غريب كرده و فريفته اشياء غيرمعمول مي شوند.
 

   تشخيص اوتيسم


    اوتيسم مي تواند با مشكلات ديگر اشتباه تشخيص داده شود و والدين نبايد با توجه به موارد فوق نگران شوند كه يك فروند اوتيستيك دارند. تشخيص افتراقي ممكن است مشكل باشد و مستلزم توصيه يك متخصص است. اوتيسم كودكي مي بايست ازيكسري اختلالات متمايز شود از جمله ناشنوايي يا كم شنوايي كه مي تواند با آزمون هاي شنوايي تشخيص داده شود، اختلال رشد زبان كه كودك اغلب بطور عادي به مردم پاسخ مي دهد و عقب ماندگي ذهني كه دراين افراد عقب ماندگي كلي هوش وجود داشته و پاسخ به ساير افراد، عادي است.


    درمان


    درمان بايد توسط يك متخصص انجام شود. اما اغلب درمان ها به نقش مهم والدين در روند درمان اشاره دارند. معمولادرمان رفتار نابهنجار كودك با روشهاي رفتاري كنترل مي شود. اين روشها با تشخيص همه عواملي كه به نظر مي رسد رفتار نابهنجار را تقويت مي كنند آغاز مي شود (براي مثال والدين زماني كه رفتار كودك نابهنجار است توجه بيشتري به او مي كنند) هرگاه والدين درمقابل آن عده از رفتارهاي كودك كه با شدت كمتري ابراز شده اند پاسخي نشان ندهند رفتارهاي مزبور ممكن است به خاموشي گرايند اما هنگامي كه همين والدين بطور انتخابي به رفتارهاي داراي شدت زياد (مثل قشقرق به راه انداختن كودك) توجه نشان دهند رفتارهاي اخير تقويت مي شوند و نتيجه آن مي شود كه رفتارهاي اجتماعي كودك كمتر و رفتارهاي بچه گانه، ابتدايي و نابهنجار بيشتر از كودك سر مي زند.
 والدين بايد به يك روانشناس يا مشاور مراجعه كنند تا بفهمند چگونه اين عوامل را در خانه تغيير دهند.
    

نمونه اي از يك نوجوان اوتيستيك:
 

   اين پسر، نوجواني مضطرب بود و گاهي چند ساعت دور خودش مي گشت. همچنين دوست داشت كه روي جعبه ها، زير حصيرها يا پتوها بنشيند. عادت داشت كه رحتخواب ها و صندلي ها را در وسط اتاق جمع كند. ازغذا خوردن بجز مواردي كه در شيشه به او غذا بدهند، امتناع مي كرد. از لباس پوشيدن خودداري مي كرد ودوست داشت كه با يك سري اسباب بازي براي چندماه بازي كند و همه آنها را در رديف هايي قرار دهد و همچنين دوست داشت كه از هر چيزي دو عدد يكي در دست راست و ديگري در دست چپش داشته باشد و اگر كسي چيزهايي را كه او مرتب كرده بود به هم مي ريخت بي نهايت مضطرب مي شد.