پرخاش
از ابتداي خلقت انسان و از آن زماني كه دست قابيل به خون هابيل آغشته شد، وجود رفتار پرخاشگرانه در انسان نمايان گشت. اصولاً پرخاشگري واكنشي است كه انسان در مقابل مشكلات از خود نشان ميدهد. يكي از مواردي كه موجب بروز پرخاشگري ميشود، محروميت است. پرخاشگري كه در نتيجه محروميت ايجاد شده است، ممكن است متوجه فرد يا افرادي كه آن را بوجود آورده اند شود و يا اينكه بسوي جانشينان آنها سوق داده شود. بي شك شيوع پرخاشگري در ميان برخي از افراد جامعه، موجب نگراني بسياري از خانواده ها و مسئولان جامعه شده است. گسترش روز افزون اين واكنش در نتيجه محروميت انسان، بر زندگي فردي و اجتماعي انسانها تأثيرات منفي گذاشته و آرامش و احساس ايمني افراد را مورد تهديد قرار داده است. البته ذكر اين نكته ضروري است كه رفتار پرخاشگرانه بعضاً به عنوان ابزاري براي دفاع و دفع خطرات شناخته شده است. ولي اگر مهار نشود و به راه هاي صحيح هدايت نگردد همين ابزار دفاعي موجب آسيب هاي جبران ناپذيري خواهد شد.
علل پرخاشگري از ديدگاههاي مختلف:
1 پرخاشگري واكنشي هيجاني: هيجانها، هم واكنشهاي عمومي و هم واكنشهاي عملي خاصي را بوجود ميآورند. موقع خوشحالي ممكن است بخنديم، وقتي ترسيده ايم، ممكن است خود را كنار بكشيم، و زماني كه عصباني و خشمگين هستيم ممكن است پرخاشگر شويم. ازنظر اجتماعي در عصري كه هنوز هم سلاحهاي هسته اي در دسترس بسياري از كشورها قرار دارد كوچكترين عمل پرخاشگرانه ميتواند فاجعه اي به بارآورد. از نظر فردي نيز بسياري دستخوش افكار پرخاشگرانه ميشوند نحوه كنار آمدن آنها با اين افكار، تأثير عمده اي بر سلامت آنها و بر ارتباط بين فردي شان مي گذارد.
2 پرخاشگري واكنش در مقابل محروميت: هرگاه انسان از تلاش براي ميل به هدفي بازبماند رفتار پرخاشگرانه از او سر خواهد زد و رفتاري از خود نشان ميدهد كه به مانعي كه (شيئي يا شخصي) از رسيدن او به هدفش جلوگيري كرده صدمه بزند. علت اين نوع پرخاشگري ناكامي است.
3 پرخاشگري رفتار تقليدي: پرخاشگري مانند ساير رفتارهاي انسان ميتواند يادگرفته شود. پرخاشگري را ميتوان با مشاهده يا تقليد ياد گرفت و هرچه بيشتر تقويت شود احتمال وقوع اش بيشتر خواهد بود. واكنش فرد بستگي به يادگيري او براي مواجهه با موقعيتهاي پرفشار دارد. فرد سرخورده ممكن است در مواجهه با سرماخوردگي از ديگران كمك بگيرد، انزوا پيشه كند، براي غلبه بر مانع پشتكار بيشتري بكار برد، الكل يا مواد مخدر مصرف كند و يا اينكه پرخاش كند. اين بستگي دارد به اينكه فرد در مقابل سرخوردگي چه چيز ياد گرفته باشد.
پرخاشگري در كودكان و نوجوانان:
هر كدام از عوامل فوق مي تواند باعث پرخاشگري در كودكان و نوجوانان در مقابله با محروميت و نرسيدن به خواسته هايشان شود. تربيت پدر و مادر در اينكه فرزندشان با چه وسيله اي به خواسته هايشان برسند بسيار مؤثر است. بايد به كودك ياد داد كه براي رسيدن به خواسته هايش از راههاي مناسب عمل كند. در بيشتر كودكان با بالا رفتن سن، رفتارهاي خشونت آميز از بين ميرود و در بعضي ممكن است اين پرخاشگري و گاه شرارت ادامه پيدا كند. علل پرخاشگري در كودكان و نوجوانان زائده عوامل زير است:
الف) محدوديت هاي شديد در خانه و مدرسه و مراقبتهاي بيش از حد والدين ب) مشكلات مربوط به درس و يادگيري ج) نداشتن فضاي كافي براي بازي و تحرك د) بي توجهي و بي اعتنايي ه) ناكاميهاي بنيادي و عدم موفقيت و) الگوهاي نامناسب
در خانواده هايي كه پدر و مادر سخت گيرند و رفتارهاي قهرآميز از خود نشان مي دهند، مدير و معلم سختگير و يا فيلمها، برنامه هاي تلويزيوني و رسانه هاي گروهي مي توانند در ايجاد رفتار خشونت آميز، شرارت و پرخاشگري مؤثر باشند.
نكاتي در مورد درمان و اصلاح:
1 جلوگيري از شرارت بطور مستقيم يا غير مستقيم، تذكر و تنبيه سازنده او
2 پركردن اوقات فراغت كودك در راستاي علاقه او و به منظور جلوگيري از مصرف انرژي ناشي از رشد در جهت نادرست.
3 دركودك پرخاشگر نكات مثبت را پيدا كنيد و آن را موردتشويق قرار دهيد. شخصيت دادن به او و تشويق و تأييد در موارد مثبت كار ساز خواهد بود.
4 واگذاري مسئوليت و دادن امكان خودنمايي به وي اقدامي است كه در رفتار او مؤثر خواهد بود.
5 ايجاد موفقيت و اقدامات جبراني در حذف عوارض سرخوردگي مفيد است.
6 مواردي كه شرارت و پرخاشگري مزمن شده است، مراجعه به روانپزشك ضرورت دارد ولي بايد توجه داشت كه در سنين 6 ، 7 سالگي نبايد انتظار آرامش از كودك داشت زيرا او در سنين رشد و انرژي قرار دارد و تحرك و پويايي در او طبيعي است و جاي هيچگونه نگراني نيست.