فکر منفی کردن افکار منفی مشابه را جذب می کند

آیا تا به حال شده که راجع به چیزی که ناراحتت می کند فکر کنی و هر چه بیشتر درباره اش فکر کنی،برایت ناخوشایندتر می شود؟

به این خاطر است که:

 وقتی فکری به خصوص را درسر می پرورانی،فورا" قانون جذب افکار مشابه آن را به سوی تو می کشاند

.در چند دقیقه، افکار ناجور بیش تری سراغت می آیند که بنظر می رسد اوضاع را بدتر می کنند. غصه دارتر می شوی. قانون جذب روی تمام افکار ما کار می کند، بنابر این، یک فکر خوب، به نفع تو از قانون جذب استفاده می کند.

انتخاب همسر به شیوه عامیانه

امروز قصد دارم انتخاب همسر را از دید عامه مردم  را عنوان نماییم نه به مباحث علمی کار دارم و نه به آینده یک انتخاب و نه به....

اول بهتر ازدواج به شیوه کاملا عامیانه رو به چند دسته تقسیم کنیم:

۱-عاشق شدن تنها با یه نگاه

اگه دقت کرده باشید خیلی از افرادی که قصد ازدواج دارند بد جور گیر میدن که من فقط فلانی رو میخوام من فقط با فلانی خوشبخت میشم و.... حالا بعد از گذشت چند روز یا چند ماه یا چند سال باز هم فکر می کنی نظر آقا یا خانم در مورد فلانی همونه یا تغییر کرده؟ مطمئنم شما هم با من هم عقیده هستید  در بیشتر مواقع نظرشون برمی گرد که ای کاش عجله نمی کردم  ای کاش حرف بزرگترا رو گوش می دادم وای کاهش های دیگه ای که حالا بکار نمی آید.

۲-علاقه پدر و مادر به طرف:

بیچاره اون پسر و دختری که بخاطر علاقه پدر و مادر و پدرجد و... مجبور به ازدواج می شن. موردی رو سراغ دارم که پدر آقا پسر برای کار بانکی مراجعه می کنه  بانک از خانم محترمی که پشت بادجه نشسته بود خیلی خوشش میآد به قول معرف بد جور چشش دختر خانمو می گیره بلاخره ته و توی قضیه رو در میاره که بله خانم هم مجرد هم دختر فلانی که می شناسش. سرتون رو درد نیارم این رابطه عاطفی منجر به ازدواج خانم کارمند با پسر این آقا می شه حالا به نظر شما بعد از گذشت یک سال ازدواج این دو کبوتر فکر می کنی چطور زندگی می کنن خلاصه بگم هر کدوم تو آشیونه پدر خودش روزگار می گذرونن

۳-به نام زدن دختر و پسر از دوران بچه گی:

این موردا اصلا جایی برای حرف زدن نمی زاره.شما هم رضایت بدین از کنارش بگذریم.فقط یه کوچولو بگم که یه دختر دانشجوی کارشنلسی ارشد باید با یه آدم لات و قاچاق فروش ازدواج کنه آخه بی انصافا این کجای عدالت که برای دوتا بچه ۹ساله شما نشون بزارید در حالی که اصلا نمی دونین ۱۰یا ۱۵ سال دیگه چی می خواد پیش بیاد.

از این دست ازدواج ها خیلی زیاد تو هر فرهنگی که بری چند مدلی رو می تونی پیدا کنی که تا حالا به عمرت هم ندیده باشید.

این ها رو گفتم فقط بر این که ازدواج از دیدگاه روانشناختی رو باهم بحث کنیم اونوقت این ها رو تو کفه ترازو می زاریم و می سنجیم که کدوم روش برای ازدواج مناسب ترِ

 

ذهن عقب مانده و ذهن  پیشرفته

حتما شما هم با من هم عقیده هستید که بین کشورهای پیشرفته و کشورهای عقب مانده تفاوت و شکاف عمیقی وجود دارد. صاحب نظران برای این اختلاف علل و عوامل متعددی را برشمرده اند که برخی از آنها را ذهن پیشرفته و ذهن عقب مانده دانسته که با هم برخی از خصوصیات این اذهان را مرور می کنیم.

ویژه گی های ذهن عقب مانده:

  • کلی گو هستند
  • پیش داوری می کنند 
  • نگاه خشک به مسائل و اطرافیان خود دارند
  • عدم رضایت دارند
  • شخصیت پرست هستند
  • اعتقاد به برگزیدگی دارند
  • خیلی زود همرنگ جماعت می شوند
  • همیشه بین خوشایند و مصلحت گیر می کنند
  • ظاهر نگر هستند

و.....

ویژه گی های ذهن پیشرفته:

  • آینده نگر هستند
  • اهل سرکایه گذاری هستند
  • به آموزش مستمر اعتقاد دارند
  • به شایستگی افراد بها میدهند
  • اعتماد را پیش نیاز پیشرفت میدانند
  • رعایت دقیق اخلاق را دارند
  • همیشه انصاف را در کارها رفتار و اعمالشان مد نظر قرار می دهند
  • ساختار افقی را به ساختار عمودی ترجیح می دهند

انعکاس افکار

افکار مغناطیس هستند و هر فکری فرکانس خاصی دارد. وقتی فکری را در سر می پروانی به کائنات فرستاده می شود و این افکار چیزهای مشابه را که روی همان فرکانس هستند جذب می کنند. هر چیزی که به بیرون فرستاده شود به منبع یعنی خودت برمیگردد

توجه به خود

تا وقتی خودت را سرشار نکنی،چیزی برای بخشیدن نداری. پس باید در وهله نخست به خودت توجه کنی. اول به لذت خودت توجه کن.مردم مسئول لذت خودشان هستند.

وقتی به لذت خودت توجه کنی و کاری کنی که احساس خوبی داشته باشی،وجودت در جمع مایه ی لذت می شود و الگویی درخشان برای کوچک و بزرگ.

وقتی احساس لذت داشته باشی،حتی لازم نیست راجع به بخشندگی فکر کنی. این سرریز کردنی است که به طورطبیعی رخ می دهد.

اثر فکر منفی

تمام فشارهای عصبی فقط با یک فکر منفی شروع می شود.فکری که بدون بررسی از آدم سر بزند،به افکاری یکی پس از دیگری منجر می شودُ تا اینکه سر وکله ی فشار عصبی پیدا می شود.

                                معلول،آن فشار عصبی و علت،آن فکر منفی است.                       

همه چیز از یک فکر منفی کوچک شروع می شود. مهم نیست که چه چیز را آشکار کردی، مهم این است که می توانی آن را تغییر دهی. فقط با یک فکر مثبت کوچک،و یکی دیگر و یکی دیگر....

تاثیر احترام به خود

                                                        اعمال

تو افکار قدرتمند خودت هستند بنابر این اگر با محبت واحترام با خودت رفتار نکنی علامتی از خود ساطع می کنی که حاکی از این است که به حد کافی مهم  ارزشمند و لایق نیستی. این علامت مخابره می شود و در نتیجه آن در موقعیت  هایی قرار خواهی گرفت که در آن ها مردم با تو رفتار خوبی نخواهند داشت. مردم صرفا"معلول هستند و افکار تو علت. باید با محبت واحترام با خودت رفتار کنی و این علامت را از خود ساطع نمایی سپس فرکانس آن را بگیری. پس از آن قانون جذب کل کائنات را به حرکت درمی آورد و زندگی تو پراز افرادی می شود که دوستت دارند و به تو احترام می گذارند 

 

خیر خواستن برای دشمنان

خیر و برکت تمام منفی ها را از بین می برد.پس برای دشمنانت هم خیر و برکت بفرست. اگر دشمن را نفرین کنی همان نفرین به خودت بر می گردد و به تو لطمه می زند. اگر برای آنها خیر و برکت بخواهی تمام منفی ها و ناسازگاری ها ازبین خواهد رفت و عشق و خیر وبرکت به سوی خودت برمی گردد. وقتی خود را مورد خیر و برکت قراردهی احساس می کنی که بسوی فرکانسی جدید که پس خوراند آن احساسات خوب است تغییر جهت داده ای