اختلال شخصیت نمایشی

الگوی شخصیتیِ یک فرد با شخصیت نمایشی رفتار‌های نمایشی، جلب توجه دیگران و خودنمایی است.

  • جلب توجه دیگران
  • خودنمایی
  • در موقعیت‌هایی که کانون توجه نیست، احساس ناراحتی می‌کند.
  • فریب کاری
  • هیجانات را به‌طور سطحی و با تغییرات سریع ابراز می‌کند.
  • سبک گفتار او برداشت‌گرایانه و فاقد جزئیات است.
  • سرزنش کردن دیگران
  • نادیده گرفتن احساسات دیگران
  • رقابت با دیگران
  • دروغ گفتن
  • خودداری از انجام مسئولیت با ادعای فراموش کردن آن مسئولیت
  • دیر کردن
  • دلیل‌تراشی
  • به‌آسانی تحت نفوذ دیگران و موقعیت قرار می‌گیرد.

 درمان

این بیماران غالباً از احساسات واقعی خود بی‌خبرند. بنابراین، کمک به آنها در جهت بینش نسبت‌به احساسات درونی‌شان یکی از فرآیندهای مهم درمان است. احتمال تعجب، انکار یا خشم در مقابل این بینش داده‌شده وجود دارد.

 منابع

http://en.wikipedia.org

 http://daneshnameh.roshd.ir/

 

واژه نامه

 

معادل فارسی

تعریف

واژه لاتین

 

انحراف روانی

اصطلاحی غیر تکنیکی و کم و بیش فاقد دقت که برای هر گونه انحراف بیمار گونه از حالت طبیعی اطلاق می‌شود.

aberration , mental

 

وسواس شستشو

انگیزه بیمارگونه برای شستن یا حمام کردن

ablumania

 

نابهنجار

هر گونه انحراف و واگرایی از حد معمول و متوسط

abnormal

 

 

تولید غیر ارادی صداهای نابهنجار

aboiement

 

حالت رویاگونه

بهت‌زدگی و در جا میخکوب شدن که از خصوصیات بیمار مبتلا به سرع است.

absent state

 

بالیزم

یک اختلال حرکتی مشخص با پرش‌های ناگهانی شدید است و بازو

ballism

 

 

ترس بیمارگونه از جاذبه زمین

barophobia

 

 

ترس بیمارگونه از راه رفتن و در موارد شدید قائم ایستادن

basiphobia

 

لکنت زبان

تکلم همراه با تردید

battarismus

 

رفتار درمانی

روشی که بر اصول فرضیه یادگیری متکی است و از شرطی سازی کلاسیک و شرطی سازی عامل استفاده می‌کند.

behavior therapy

 

بی‌خوابی

 

cacosomnia

 

 

هر گونه اختلال روانی همراه با سقوط اخلاقی

cacothymia

 

روان پزشکی کودک

علم شناخت و درمان اختلالات روانی کودکان

child psychiatry

 

آتاکسی

اختلالی که بوسیله یک حرکت در حالی که برای رسیدن به یک هدف قابل فهم اجراست، بر اثر اشتباه گرفتن نقطه رسید به هدف اصابت نمی‌کند.

ataxia

 

آزادگری

اختلال غریزه جنسی که در آن ارضای جنسی به دست نمی‌آید، مگر آنکه حریف مورد آزار واقع شود.

sadism

 

عمل وسواسی

یک رفتار حرکتی تکراری و غالبا بی‌اهمیت

Compulsion

 

اختلالات تشنجی

 

convulsive disorder

 

آفازی مادرزادی

اختلالات تکلمی مادرزادی

aphasia – congential

 

هیستری

یک آزردگی روانی است. تلقین پذیری اغراقی آن را مشخص می‌سازد.

Hysteria

 

همه چیز هراسی

حالت اضطرابی شدید که به صورت هراس شدید از همه چیز ابزار می‌شود.

panphobia

 

هذیان

باور مرضی نسبت به امور غیر واقعی یا مفاهیم تحصیلی بی پایه

delusion

 

وهم

نوعی توهم که فرد آن را به صورتی که هست حس می‌کند ولی با اعتقاد نادرست به وجود یک محرک واقعی که با حس کردن وهم مطابقت داشته باشد، همراه نیست.

Hallucinosis

 

نشانه مرضی

در آسیب شناسی پزشکی و روانی نشانه وجود یک بیماری یا اختلال است.

symptom

 

نارسایی حافظه

اختلال حافظه ، فراموشی ناقص ، مشکل به یادآوردن خاطرات

dymnesia

 

منفی بافی

رفتار مرضی که با حرکات و بازخوردها مشخص می‌شود که به عکس رفتارهایی است که منتظر یا خواستار آنها هستیم.

negativism

 

منزوی

در اجتماع سنجی ، نشان دهنده فردی است که هیچ انتخابی انجام نمی‌دهد، اما مورد انتخاب واقع می‌شود.

solitavy

 

مالیخولیا

آزردگی ذهنی بسیار شایعی که با یک افسردگی کم و بیش بارز مشخص می‌شود.

Melancholy

 

لکنت

یک اختلال حرکتی و روانی – حرکتی زبان است.

stuttering

 

کمرویی

تمایل به تجربه اضطراب در موقعیت‌های جدید و تردید در دگیر شدن با موقعیت‌های تازه یا ملاقات با افراد جدید

timidity

 

عقده

عبارت است از مجموعه سازمان یافته‌ای از صفات مشخصی که معمولا ناهشیار است و در دوران کودکی کسب شده است.

Complex

 

عقب ماندگی ذهنی

عبارت است از نارسایی یا عدم تحول هوش

mental deficiency

 

صرع

امروزه با این اصطلاح ، مجموعه‌ای از تظاهرات تشنجی را مشخص می‌کنند.

epilepsy

 

روانشناسی بالینی

علم رفتار انسانی است مبتنی بر مشاهده و تحلیلی عمیق فردی ، اعم از بهنجار ، مرضی و...

clinical psychology

 

روان پزشکی

قسمتی از پزشکی که به بررسی و درمان بیماریهای روانی می‌پردازد.

psychiatry

 

دلهره

پریشانی روانی و بدنی که بر اثر ترس پراکنده و مهم ایجاد می‌شود.

anguish

 

خیال بافی

تولید تخیلی ، رویاپردازی و رویا به هنگام بیداری

fantasm

 

جنون

یک اختلال روانی شدید که با از هم پاشیده شدن سازمان فرایندهای فکری همراه است.

psychosis

 

بهداشت روانی

رشته‌ای از بهداشت که هدف آن حفظ سلامت روانی است.

mental hugien

 

افسردگی

حالت روانی ناخوش که دل زدگی و یاس مشخص می‌شود.

depression

 

هیستری

ویژگی های اصلی افراد هیستریک خودنمایی و نمایشی بودن است و این که تجربه آنان از زندگی عبارت است از:یک سلسه تجارب هیجانی مداوم. ادارک آنان متغیر بوده و به آسانی تحت تاثیر محرک های عاطفی قرار می گیرد.

تفکر آنان عمق ندارد و بیشتر تحت تاثیر استنباطات سطحی قرار می گیرد.بیمار محتوای آنچه را که ادراک کرده است را به تجزیه و تحلیل نمی کشاند، بلکه واکنشی احساسی به استباط اولیه و سطحی خود می دهد،چنانکه گویی به واقعیت محض دست یافته است.

پیامد این وضع تجارب سطحی ناپخته ای است از جهان که در هاله ای از احساسات رمانتیک افراطی محو می گردد.بیمار پندار از خویشتن را به همین منوال انجام میدهد،یعنی استباط یا برداشتی رمانتیک لز خود. این برداشت شخصی از جهان، لاجرم او را بسوی واکنش های هیجانی نسبت به آن سوق می دهد. عواطف با شدتی افراطی برون ریزی شده، ولی غالبا" بسیار سطحی و زودگذر هستند.بیمار محتوای آنچه را که ادراک کرده است را به تجزیه و تحلیل نمی کشاند، بلکه واکنشی احساسی به استباط اولیه و سطحی خود می دهد،چنانکه گویی به واقعیت محض دست یافته است.

در برابر فشار، این طرز تفکرشخصی به تفکری بی نظم و دفاعی منجر گشته، هیجانات اوج گرفته و غالبا" به عدم کنترل رفتار منجر می گردد. نکته فابل توجه در مصاحبه بالینی میزان کوشش بیمار برای سلطه جویی و کنترل و اداره متخصص از طریق نشان دادن حالات و رفتارهای هیجانی است. بیمار دچار این خطای ادارک می شود که ارتباط پایایی با متخصص برقرار کرده، و در هر جلسه با رفتارهای نمایشی، عصبانیت، خوشحالی، غمگنانه و شهوت آلود سعی می کند رشته اختیار متخصص را در دست گیرد. به دلیل اینکه برداشت بیمار از دنیا امری شخصی است، لذا اطلاعاتی  هم که از تاریخچه زندگی اش بدست میدهد بیشتر جهات احساس دارند تا واقعی.

تغییر مداوم حالات عاطفی و انفجارهای احساسی نشانه دنیای پر کشمکش درون بیمار است

بیماران هیستریونیک معمولا افراد دیگر و حتی نزدیکان خود را اشخاصی بی توجه، بی محبت،طرد کننده و بی احساس تصور می کنند، در حالی که خود آنان افرادی پرتوقع، استثمار کننده و متکی به دیگران هستند.

آنان می کوشند که با شوخی و خنده علاقه دیگران را به خود جلب کرده و به آنها متکی شوند.خشم و حتی غم ممکن است وسائلی برای برقراری این نوع ارتباط باشد

زندگی فروید

زیگموند فروید

فروید در ششم می ۱۸۵۶ در روستای فرایبورگ واقع در مورای متولد شد شهر کوچکی که آن زمان جزء اتریش بود و هم اکنون جزءبخشی از جمهوری چک است .

ادامه نوشته

نظریه یادگیری اجتماعی بندورا  

بندورا معتقد بود پاره ای از یادگیری های انسان از راه شرطی پاسخگر و برخی دیگر از راه شرطی کنشگر اموخته میشود اما مقدار زیادی از یادگیری ما از راه مشاهده دیگران اموخته می شود. تفاوت نظریه شناختی بندورا با نظریه تولمن داشت . تولمن عمدا" بر تبیین فرایندهای یادگیری توجه داشت در حالی که بندورا جنبه های اجتماعی فرایندهای روانشناختی را ملحوظ می کرد

ادامه نوشته

پرخاشگري در كودكان و نوجوانان

 ادامه پرخاش

پرخاشگري در كودكان و نوجوانان:         

 

ادامه نوشته

كودكان را چگونه با لحظه هاي طلاق سازگار تر كنيم

 

 


در ذهن خود مجسم كنيد كودكي را كه مدتي است هر لحظه به سمتي كشيده مي شود مثل جنس بازاري دست به دست مي چرخد و نقش قاصد و حامي و قاضي و... را بازي مي كند، بايد والديني كه احساس مسئوليت در قبال فرزندشان مي كنند، همه چيز را سر جاي خودش بگذارند، تا از آسيب بيشتر بكاهند، توصيه هاي زير مي تواند از ميزان آسيب ها تا حدي بكاهد:
جدائي تان را حاشا نكنيد، كودك شما درك بسيار بالايي از تنش بين شما دارد. كودكاني كه در جريان موضوع هستند در قبول طلاق مشكل كمتري دارند.
كودكان دوست دارند احساسات خود را بيان كنند، به آنها اجازه دهيد تا لااقل در اين مورد با شما حرف بزنند، مي توانيد در حال قدم زدن در پارك اين كار را انجام دهيد و با گوش دادن به حرف هاي كودك، او احساس مي كند شما دوستش داريد و اين اتفاق باعث نشده تا شما نسبت به او بي علاقه شويد. در صورت امكان سعي كنيد هر دو در زندگي كودك نقش فعال داشته باشيد و مسئوليت تربيت او را بين خود تقسيم كنيد. مثلا: نگهداري از كودك را بين خود تقسيم كنيد، در فعاليت هاي تحصيلي و غيرتحصيلي او شركت كنيد.
تلاش براي برقراري ارتباط خوب و همكاري موثر، والدين را قادر مي سازد تا براي فرزند محيط خانوادگي با ثباتي فراهم آورند و به او اجازه دهند تا با اين شرايط به طور هماهنگي كنار بيايد. در هر حال قبل از اقدام به ازدواج، براي جلوگيري از هرگونه اختلاف جدي در خانواده با مشاوران خانواده مشورت كنيد، براي جدا شدن فرصت هست عجله نبايد كرد و هميشه به خاطر داشته باشيم كه قربانيان اصلي طلاق كودكان هستند.اميدواريم تمام كودكان در جوي مملو از عاطفه، عشق، دوستي، احترام و امنيت اين دوران زيبا و بيادماندني را سپري كنند.

 

 

كودكان را قرباني اختلافات زناشويي نكنيم

روزنامه کیهان مورخ ۴/۴/۸۶


توافق زن و مرد در امر ازدواج و تشكيل خانواده براساس اطلاعات و اخباري كه از يكديگر به دست مي آورند منجر به برقراري عقد و پيمان و روابط همسري مي شود. اگر شناخت هم براساس ضوابط و حساب شده و انديشيده بود با احتمال قريب به يقين زندگي تداوم پيدا مي كند اما مشكل زماني است كه پايه ازدواج شان ريا و فريب، حقه بازي باشد كه در اين صورت اميدي به ادامه زندگي مسالمت آميز نخواهد بود. ديري از زندگي مشترك نمي گذرد كه به تدريج عيوب برملا و رازها افشا مي شود. پرده ها كنار مي رود و شخصيت حقيقيشان آشكار مي گردد. ديگر كار از تعارف مي گذرد و تصميم گيري جدي مي شود و اين سر آغاز درگيري هاست. در اين فضا، جايي براي مسامحه و ناديده گرفتن نيست. زماني كه تأخير در ورود به منزل، نوع پوشش، شوري غذا، سيگار كشيدن ها و... اهميتي نداشت حال هر كدام از اينها بهانه اي مي شود براي آغاز درگيري و ادامه درگيري ها به امري وحشتناك مبدل مي شود كه طلاق است.
طلاق اين پديده شوم اجتماعي آثار مخربي بر كودكان دارد، اين معضل يكي از عوامل مهم ابتلاء كودكان به اعتياد و بزهكاري است، كه اين دو خود مي تواند علت بسياري از انحرافات، ناسازگاري ها، ابتلاء به بيماري ها، سرپيچي از قوانين و... قرار گيرد.
طلاق هر چند ممكن است براي والدين تنها راه چاره و پايان موفقيت آميز يك زندگي بي تفاهم و پر از اختلاف باشد ولي براي طفل هميشه مبين يك فاصله عميق و فاجعه عظيم محسوب مي گردد، حادثه اي كه محروميت ابدي از عواطف مشترك پدر و مادر را به دنبال خواهد داشت.
به دنبال طلاق، كودك با يكي از والدين زندگي خواهد كرد كه در اينجا صحبت از خانواده هاي تك والدي مي شود.در اكثر موارد، زن ها مسئوليت خانواده هاي تك والدي را برعهده دارند. وقتي هر دو والد داوطلب نگهداري كودك مي شوند، در 80درصد موارد، بچه در اختيار مادر قرار مي گيرد. اما چون زنان، در مقايسه با مردان، به مشاغل كم درآمدتر و ناپايدار اشتغال دارند، جاي ترديد نخواهد بود كه بسياري از خانواده هاي تك والدي مشكلات اقتصادي جدي و در نتيجه دشواري هاي سازگاري زيادي خواهند داشت. تحمل دشواري ها در سال اول بعد از طلاق، براي هر دو والد طاقت فرساست. تنش هايي كه آنها پس از طلاق احساس مي كنند و تغييراتي كه در شيوه زندگي آنها به وجود مي آيد، در روابط آنها با كودك منعكس مي شود. بنابراين، با در نظر گرفتن رويدادهاي استرس زا براي مادر و همچنين رويدادهاي استرس زا كه كودك دريافت مي كند، مي توان پيش بيني كرد كه كودك چگونه با زندگي خود سازگار خواهد شد.
پژوهشگران تأييد كرده اند كه الگوهاي رفتار والدين جدا شده با فرزندان، با الگوهاي رفتار والدين جدا نشده، تفاوت هايي دارد: در مقايسه با والدين جدا نشده، والدين جدا شده، از فرزندان خود انتظار پختگي كمتري دارند، كمتر با آنها ارتباط برقرار مي كنند، كمتر محبت نشان مي دهند، از نظر انضباط كمتر هماهنگي دارند و كمتر بر كودكان نفوذ مي كنند.
يكسال پس از طلاق، دوره اي كه تنش در روابط والدين و فرزندان را به همراه مي آورد، روش هاي تربيتي به پائين ترين سطح اثر بخشي خود تنزل پيدا مي كند. دو سال بعد از طلاق، مادران از كودكان رفتارهاي مستقل تر و پخته تري را انتظار دارند، بيشتر با آنها ارتباط برقرار مي كنند و به طور ارادي، براي توضيح دادن مسائل و استدلال كردن، بيشتر حامي هستند و نظم و نفوذ بهتري دارند، همين مشاهدات در مورد پدران نيز صدق مي كند، با اين تفاوت كه حمايت خود را بيشتر نمي كنند وحتي تا اندازه اي از كودكان خود دل مي كنند، آنها بچه ها را به طور كلي فراموش نمي كنند، بلكه كمتر محبت نشان مي دهند.
يكي از عوامل مهم سازگاري كودك با لحظه هاي طلاق، سن اوست، از بدو تولد تا دوسالگي، كودكان از دنياي اطراف خود درك محدودي دارند. با اين همه آنها، تنش ها، هيجان ها و ناپايداري ها را درك مي كنند. از آنجا كه طلاق، تنش ها، هيجان ها و بي ثباتي هاي زيادي به همراه مي آورد لذا براي كودكان اين سن تجربه متلاشي كننده اي است. كودكان پيش دبستاني طلاق را غم بزرگي مي دانند و تمايل شديدي به آشتي والدينشان دارند و از تنها ماندن شديدا ترس دارند. كودكان 6 تا 12 سال بهتر مي فهمند كه مسئول جدايي چه كسي بوده و در نتيجه خود را سرزنش نمي كنند، و خود را بهتر با موقعيت موجود تطبيق مي دهند مخصوصا اگر از سوي ديگران حمايت شوند.


ادامه دارد
 

پرخاش

 روزنامه اطلاعات مورخ ۲۶/۱۰/۸۵


     از ابتداي خلقت انسان و از آن زماني كه دست قابيل به خون هابيل آغشته شد، وجود رفتار پرخاشگرانه در انسان نمايان گشت. اصولاً پرخاشگري واكنشي است كه انسان در مقابل مشكلات از خود نشان ميدهد. يكي از مواردي كه موجب بروز پرخاشگري ميشود، محروميت است. پرخاشگري كه در نتيجه محروميت ايجاد شده است، ممكن است متوجه فرد يا افرادي كه آن را بوجود آورده اند شود و يا اينكه بسوي جانشينان آنها سوق داده شود. بي شك شيوع پرخاشگري در ميان برخي از افراد جامعه، موجب نگراني بسياري از خانواده ها و مسئولان جامعه شده است. گسترش روز افزون اين واكنش در نتيجه محروميت انسان، بر زندگي فردي و اجتماعي انسانها تأثيرات منفي گذاشته و آرامش و احساس ايمني افراد را مورد تهديد قرار داده است. البته ذكر اين نكته ضروري است كه رفتار پرخاشگرانه بعضاً به عنوان ابزاري براي دفاع و دفع خطرات شناخته شده است. ولي اگر مهار نشود و به راه هاي صحيح هدايت نگردد همين ابزار دفاعي موجب آسيب هاي جبران ناپذيري خواهد شد.
    
    
    
     علل پرخاشگري از ديدگاههاي مختلف:
    
     1 پرخاشگري واكنشي هيجاني: هيجانها، هم واكنشهاي عمومي و هم واكنشهاي عملي خاصي را بوجود ميآورند. موقع خوشحالي ممكن است بخنديم، وقتي ترسيده ايم، ممكن است خود را كنار بكشيم، و زماني كه عصباني و خشمگين هستيم ممكن است پرخاشگر شويم. ازنظر اجتماعي در عصري كه هنوز هم سلاحهاي هسته اي در دسترس بسياري از كشورها قرار دارد كوچكترين عمل پرخاشگرانه ميتواند فاجعه اي به بارآورد. از نظر فردي نيز بسياري دستخوش افكار پرخاشگرانه ميشوند نحوه كنار آمدن آنها با اين افكار، تأثير عمده اي بر سلامت آنها و بر ارتباط بين فردي شان مي گذارد.
    
     2 پرخاشگري واكنش در مقابل محروميت: هرگاه انسان از تلاش براي ميل به هدفي بازبماند رفتار پرخاشگرانه از او سر خواهد زد و رفتاري از خود نشان ميدهد كه به مانعي كه (شيئي يا شخصي) از رسيدن او به هدفش جلوگيري كرده صدمه بزند. علت اين نوع پرخاشگري ناكامي است.
    
     3 پرخاشگري رفتار تقليدي: پرخاشگري مانند ساير رفتارهاي انسان ميتواند يادگرفته شود. پرخاشگري را ميتوان با مشاهده يا تقليد ياد گرفت و هرچه بيشتر تقويت شود احتمال وقوع اش بيشتر خواهد بود. واكنش فرد بستگي به يادگيري او براي مواجهه با موقعيتهاي پرفشار دارد. فرد سرخورده ممكن است در مواجهه با سرماخوردگي از ديگران كمك بگيرد، انزوا پيشه كند، براي غلبه بر مانع پشتكار بيشتري بكار برد، الكل يا مواد مخدر مصرف كند و يا اينكه پرخاش كند. اين بستگي دارد به اينكه فرد در مقابل سرخوردگي چه چيز ياد گرفته باشد.
    
    
    
     پرخاشگري در كودكان و نوجوانان:
    
     هر كدام از عوامل فوق مي تواند باعث پرخاشگري در كودكان و نوجوانان در مقابله با محروميت و نرسيدن به خواسته هايشان شود. تربيت پدر و مادر در اينكه فرزندشان با چه وسيله اي به خواسته هايشان برسند بسيار مؤثر است. بايد به كودك ياد داد كه براي رسيدن به خواسته هايش از راههاي مناسب عمل كند. در بيشتر كودكان با بالا رفتن سن، رفتارهاي خشونت آميز از بين ميرود و در بعضي ممكن است اين پرخاشگري و گاه شرارت ادامه پيدا كند. علل پرخاشگري در كودكان و نوجوانان زائده عوامل زير است:
    
     الف) محدوديت هاي شديد در خانه و مدرسه و مراقبتهاي بيش از حد والدين ب) مشكلات مربوط به درس و يادگيري ج) نداشتن فضاي كافي براي بازي و تحرك د) بي توجهي و بي اعتنايي ه) ناكاميهاي بنيادي و عدم موفقيت و) الگوهاي نامناسب
    
     در خانواده هايي كه پدر و مادر سخت گيرند و رفتارهاي قهرآميز از خود نشان مي دهند، مدير و معلم سختگير و يا فيلمها، برنامه هاي تلويزيوني و رسانه هاي گروهي مي توانند در ايجاد رفتار خشونت آميز، شرارت و پرخاشگري مؤثر باشند.
    
    
    
     نكاتي در مورد درمان و اصلاح:
    
     1 جلوگيري از شرارت بطور مستقيم يا غير مستقيم، تذكر و تنبيه سازنده او
    
     2 پركردن اوقات فراغت كودك در راستاي علاقه او و به منظور جلوگيري از مصرف انرژي ناشي از رشد در جهت نادرست.
    
     3 دركودك پرخاشگر نكات مثبت را پيدا كنيد و آن را موردتشويق قرار دهيد. شخصيت دادن به او و تشويق و تأييد در موارد مثبت كار ساز خواهد بود.
    
     4 واگذاري مسئوليت و دادن امكان خودنمايي به وي اقدامي است كه در رفتار او مؤثر خواهد بود.
    
     5 ايجاد موفقيت و اقدامات جبراني در حذف عوارض سرخوردگي مفيد است.
    
     6 مواردي كه شرارت و پرخاشگري مزمن شده است، مراجعه به روانپزشك ضرورت دارد ولي بايد توجه داشت كه در سنين 6 ، 7 سالگي نبايد انتظار آرامش از كودك داشت زيرا او در سنين رشد و انرژي قرار دارد و تحرك و پويايي در او طبيعي است و جاي هيچگونه نگراني نيست.

 


 

بچه هاي اوتيسم


روزنامه کیهان مورخ ۲۴/۸/۸۶

كودكي پنج ساله است هنگام سخن گفتن سرش را به اين طرف و آن طرف مي چرخاند. نمي تواند به تنهايي به توالت برود و با ديگران ارتباط برقرار كند. از نگاه كردن به ديگران اجتناب مي كند. اعمال حركتي محدودي را انجام مي دهد مثل انداختن يك شي، بلند كردن آن و انداختن مجدد آن. هنگامي كه مي نشيند با ريتم معيني به جلو و عقب مي رود و هر تغييري در كارهاي روزانه برايش سخت است. اوتيسم از نادرترين اختلالات رشد است و يك اختلال شديد رفتاري است كه در اوايل كودكي بعد از دوره كوتاهي ا ز رشد طبيعي آغاز مي شود. در حدود سه تا چهار نفر در هر ده هزار نفر روي مي دهد و در پسرها چهار برابر بيشتر از دخترهاست. درباره معني و مورد استفاده كلمه اوتيسم در نوشته هاي تخصصي به معني نوعي تفكر غير واقع بينانه و خود محورانه كه تحت كنترل نيازها و خواهش رويا، خيال بافي روزانه و خيال پردازي در همه افراد ديده مي شود، با اين تعبير اوتيسم پديده طبيعي است به شرط اينكه صاحب فكر خود بتواند بين واقعيت و خيال فرق قائل شده و نگذارد تحريف ناشي از اوتيسم سررشته افكار او را به دست بگيرد.


    علائم اوتيسم


    به نظر مي رسد كه بچه هاي اوتيسم كارها و رفتارهايي را كه از بچه هاي عادي و سالم سر مي زند انجام نمي دهند. مادران بچه هاي اوتيسم متوجه شده اند كه اين كودكان هيچگاه دست خود را براي گرفتن چيزي دراز نمي كنند. هيچ وقت لبخند نمي زنند و به ديگران نگاه نمي كنند و هرگز به رفت و آمد انسانهاي ديگر توجه ندارند و معمولابه نظر مي رسد كه نمي دانند والدينشان كيست. وقتي والدين براي در آغوش گرفتن كودك دستشان را دراز مي كنند كودك هيچ واكنشي نشان نمي دهد. يكي از مشخصات كودك اوتيسم فقدان تكلم يا تكلم محدود است. اگر اين كودك قادر باشد تكلم كند، اغلب جز در موارد اوليه مثل پاسخ مثبت براي دريافت غذا بعنوان يك وسيله ارتباطي از آن استفاده نمي كند و ياممكن است چند كلمه را بدون اينكه معناي آنرا بفهمد تكرار كند. تكلم ممكن است بطور عادي پيشرفت كند و سپس تنزل كند يا دير رشد كند يا هرگز رشد نكند كه اين مي تواند آشكار كننده نقص شناختي باشد كه بر ارتباط غيركلامي او نيز موثر است. كودك اوتيسم اغلب از صداها و محرك ها بيزار بوده و گاهي اوقات از صداي مادرش هم به گريه مي افتد. يك كودك اوتيسم ممكن است در يك لحظه از صداي كوچكي مضطرب و هراسناك شود ولي در لحظه اي ديگر در اثر يك صداي بلند هيچ عكس العملي از خود نشان ندهد و غافل باشد. كودكان اوتيستيك در بعضي از كارهايشان ماهر هستند. ممكن است در حل يك جدول و يا ساختن چيزي با دست در حد متوسط يا بالاباشند. ولي با اين وصف در ساختن وسايلي با دست دچار اشكال مي شوند مثلاهنگامي كه بخواهند تصاويري براي بيان يك داستان ترتيب دهند با اشكال مواجه مي گردند. كودكان اوتيسم اغلب با چيزهاي عجيب مثل صخره ها و فيلم هاي ظاهر نشده و يا كليدها مأنوس مي شوند ممكن است به شيء عجيب و بزرگي علاقه مند شوند كه حتي براي تغيير مكان آن به اطراف نيز احتياج به كمك ديگران داشته باشند. كودكان اوتيستيك زماني كه تغييري در محيط آنها بوجود مي آيد آشفته مي شوند. براي مثال آنها ممكن است بطور مكرر يك غذا را ترجيح دهند، فقط يك لباس را بپوشند و يا در يك گروه قراربگيرند. اين كودكان هيجان متغير دارند يعني بطور ناگهاني عصبانيت با ترس بدون دليل نشان مي دهند. آنها ممكن است پرجنبش و حواس پرت شوند. ممكن است بد بخوابند و يا خود را خيس كنند. حدود يك چهارم كودكان اوتيستيك دچار تشنج مي شوند كه اغلب در حول و حوش نوجواني روي مي دهد. اين كودكان اغلب كارهاي عجيب و غريب كرده و فريفته اشياء غيرمعمول مي شوند.
 

   تشخيص اوتيسم


    اوتيسم مي تواند با مشكلات ديگر اشتباه تشخيص داده شود و والدين نبايد با توجه به موارد فوق نگران شوند كه يك فروند اوتيستيك دارند. تشخيص افتراقي ممكن است مشكل باشد و مستلزم توصيه يك متخصص است. اوتيسم كودكي مي بايست ازيكسري اختلالات متمايز شود از جمله ناشنوايي يا كم شنوايي كه مي تواند با آزمون هاي شنوايي تشخيص داده شود، اختلال رشد زبان كه كودك اغلب بطور عادي به مردم پاسخ مي دهد و عقب ماندگي ذهني كه دراين افراد عقب ماندگي كلي هوش وجود داشته و پاسخ به ساير افراد، عادي است.


    درمان


    درمان بايد توسط يك متخصص انجام شود. اما اغلب درمان ها به نقش مهم والدين در روند درمان اشاره دارند. معمولادرمان رفتار نابهنجار كودك با روشهاي رفتاري كنترل مي شود. اين روشها با تشخيص همه عواملي كه به نظر مي رسد رفتار نابهنجار را تقويت مي كنند آغاز مي شود (براي مثال والدين زماني كه رفتار كودك نابهنجار است توجه بيشتري به او مي كنند) هرگاه والدين درمقابل آن عده از رفتارهاي كودك كه با شدت كمتري ابراز شده اند پاسخي نشان ندهند رفتارهاي مزبور ممكن است به خاموشي گرايند اما هنگامي كه همين والدين بطور انتخابي به رفتارهاي داراي شدت زياد (مثل قشقرق به راه انداختن كودك) توجه نشان دهند رفتارهاي اخير تقويت مي شوند و نتيجه آن مي شود كه رفتارهاي اجتماعي كودك كمتر و رفتارهاي بچه گانه، ابتدايي و نابهنجار بيشتر از كودك سر مي زند.
 والدين بايد به يك روانشناس يا مشاور مراجعه كنند تا بفهمند چگونه اين عوامل را در خانه تغيير دهند.
    

نمونه اي از يك نوجوان اوتيستيك:
 

   اين پسر، نوجواني مضطرب بود و گاهي چند ساعت دور خودش مي گشت. همچنين دوست داشت كه روي جعبه ها، زير حصيرها يا پتوها بنشيند. عادت داشت كه رحتخواب ها و صندلي ها را در وسط اتاق جمع كند. ازغذا خوردن بجز مواردي كه در شيشه به او غذا بدهند، امتناع مي كرد. از لباس پوشيدن خودداري مي كرد ودوست داشت كه با يك سري اسباب بازي براي چندماه بازي كند و همه آنها را در رديف هايي قرار دهد و همچنين دوست داشت كه از هر چيزي دو عدد يكي در دست راست و ديگري در دست چپش داشته باشد و اگر كسي چيزهايي را كه او مرتب كرده بود به هم مي ريخت بي نهايت مضطرب مي شد.